۴۴ سال پیش عدهای دزد به بانکی در استکهلم پایتخت سوئد حمله کرده و چند کارمند بانک را گروگان گرفتند، کارمندان طی این ماجرای ۶ روزه با دزدان رابطهای عاطفی برقرار کرده و نهتنها با پلیس همکاری نمیکردند که حتی پس از آزادی نیز از آنان دفاع میکردند. این ماجرا تعجب روانشناسان را برانگیخت و به موضوع مطالعه آنها تبدیل شد. بعدها نام این وضعیت و اختلال را «سندروم استکهلم» گذاشتند. وضعیتی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگانگیر پیدا کرده، و در مواقعی این حس تا اندازهای است که از کسی که جان، مال یا آزادیاش را تهدید کرده، دفاع نموده و بهصورت اختیاری و با علاقه خود را تسلیمش میکند! آیا عدهای در ایران، نسبت به دشمن دچار «سندروم استکهلم» شدهاند؟!
اخیرا دونالدترامپ رئیس جمهور آمریکا مدعی شده که نامه ای به مقامات جمهوری اسلامی ایران ارسال کرده است؛ همین نامه بهانهای شد تا سندروم استکهلم غربگرایان فعال شود.روزنامه سازندگی نوشته است: این نامه اولین تعامل مهم بین ایالاتمتحده و ایران از زمان روی کار آمدن دولت جدید به رهبری دونالد ترامپ است، این اقدام ترامپ به دنبال اقدام مشابهی از سوی باراک اوباما، رئیسجمهور سابق آمریکا صورت میگیرد که در سال ۲۰۰۹ میلادی، نامهای به رهبری ایران ارسال و در آن پیشنهاد مذاکره بر سر توافق هستهای را مطرح کرد. ترامپ پس از جمعآوری توافق هستهای در دوره دوم ریاست جمهوری اوباما به شدت از وی به خاطر توافق هستهای با ایران انتقاد کرد و نهایتاً در اولین دوره ریاست جمهوری خود از این توافق خارج شد.
البته این برای بار اول نیست که اصلاحطلبانی از جنس حزب کارگزاران به یک پیام ترامپ به سرعت پاسخ میدهند، خرداد سال ۹۷ ترامپ خواهان گفتگو با ایران شد در آن زمان افرادی همچون غلامحسین کرباسچی، احمدی منتظری، ابوالفضل بازرگان و نیز اپوزیسیون خارج از کشور از جمله جمیله کدیور، رضا علیجانی در نامه مشترک خواها گفتگو با آمریکا شدند.
روزنامه هممیهن نیز نوشته است که مذاکره با آمریکا فقط باید مستقیم بوده و نباید متکی به میانجی بود، در بخشی از این یادداشت نوشته شده است که:کشورهایی که منافع مشترک با یک طرف یا هر دو طرف منازعه دارند، خیلی سخت میتوانند میانجیگری کنند. در اینجا موضوع بحث ایران و آمریکا است و طرفی که گفتهشدهاست قرار است میان آنها میانجیگری کند، روسیه است. مسکو میان ایران و آمریکا هر اقدامی بخواهد انجام دهد، منافع خودش را در نظر میگیرد. اگر روابط ایران و آمریکا بهبود پیدا کند، برای روسیه تبعاتی در بر دارد و اگر بهبود پیدا نکند نیز روسیه متاثر میشود. در چنین شرایطی کشورهایی که تا این حد تعارض منافع دارند، اهلیت میانجیگری بین دو طرف درگیر ندارند. سندرم استکهلم اصلاح طلبان عود کردواکنشهای مذکور، نشانه شیوع سندرم استکهلم در میان اصلاح طلبان است. اکنون دیگر موضوع استدلال و منطق درباره شاکی و متشاکی نیست. بلکه نرد عشق باختن گروگانها با گروگانگیر است.
این پالسها در حالی است که دولت سیزدهم ظرفیت عظیمی از روابط دو جانبه با همسایگان را ایجاد کرد. مهدی صفری معاون وزیر امور خارجه در دولت سیزدهم در همین رابطه در گفتوگو با خبرنگار سیاسی فارس گفت که عضویت ایران در بریکس و شانگهای ظرفیت های جدیدی برای ایران ایجاد کرد و مسیرهای کریدوری که چندین سال مغفول مانده بود را زنده کرد.صفری در ادامه میگوید که دولت سیزدهم هم هیچ گاه مخالف مذاکره که نبوده اما این که تمام ظرفیت های کشور را وابسته به مذاکره بداند را دولت سیزدهم در پیش نگرفت.